روز وصال
""" فقط یک پلک با من باش"""
ببین دلتنگ دیدارم...
ببین خوابم نمی آید،
بیدارم...
نگفتم تا کنون،
اما کنون بشنو:
تورا بیش از همه کس دوست میدارم
عید علی بر همه دوستان عزیز مبارک و امیدوارم همه بتونیم از سر چشمه معرفت علی جرعه ای بنوشیم
این شعر رو تقدیم میکنم به مولایم علی و امام عصر و شما دوستان عزیز گرچه شاید ایراداتی داشته باشه ولی این حقیر رو ببخشید.
این روز علی بر همگان باد مبارک
بی عشق علی زندگی در بندواسارت
این کیست که عالم همه با نام او مستند
مسلمان و مسیحی و اگرچه بت پرستند
علی آن سر لوحه عشق و عدالت
به یکباره جهان گوید علی روزت مبارک

سلام
شعر جدیدم که موقع خواب به صورت بداهه اومد به ذهنم و همون موقع نوشتم:
می نویسم با دل خون در دل شب
می نویسم شاه بیتی در دل شب
من همان مجنون و تو لیلی همانا
تو مانند سکوت این شبی و من تب سرد
تو آرامی و من دریای جوشان
تو ساحل،من به دنبالت خروشان
تو ترکم کردی و من با دل خون
به دنبال تو گشتم لیلی من،مثل مجنون
1390/8/22
نظرتون درباره مطلب امروز چیه ؟
مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها و انواع عکس ها با مدل وارونه نشسته ،یه پا بالا در حالت نیمه خیز و... گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم یا بگذاریم توی سایت های مختلف!
پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!
بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!
ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!
ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!
ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !
ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اون هم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ غلط غولوط!
اما دوچیز برای ما خیلی مهمه:
یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!
دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم
نتیجه اخلاقی؟؟؟؟
امروز روز بزرگیه و این روز رو به همه دوستان و عزیزان تبریک میگم و امیدوارم از کوروش کبیر ، بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان درس بزرگی و صلح رو بیاموزیم
امروز سالروز میلاد شخصی است که تمام جهان به وجودش می بالد و تمامی مردمان دنیا آرزوی این را دارند که کاش وی جزئی از تاریخ آنها بود که مرد بود و مردانه زیست و مردانه دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.
او شاید تنها کسی بود که در آن روزگاران کهن هیچگاه اسیر جلای قدرت نشد و پایه های قدرت خود را بر مبنای ظلم و فجور بنا نکرد ، در هیچ گذرگاهی عابری را نیازرد و بندگان خداوند را نه بندگان خویش که بندگان پروردگار دید و حقوق بشر را نه مانند سیاستمداران امروز جهان که فقط در شعار محترم می دارند، در تمامی مراحل زندگی خویش با تمام وجود محترم شمرد و بدان به معنای واقعی کلام عمل کرد.
او تنها کسی بود که تخت شاهی را از روی دوش مردمان برداشت و در کنار آنها و قدم به قدم آنها انسانیت را برایشان معنی کرد ؛ چنان که وقتی سرزمینی را فتح می کرد مردمانش خداوند را شاکر می شدند که عدالت به سرزمین آنها هم رسیده و روی خوش زندگی به آنها خندیده است.

کوروش کبیر پادشاهی بود بی ریا و تمامی دغدغه های صادقانه او در تلاش برای انتشار عدالت و مهرورزی به جهانیان خلاصه می شد.شاید تنها پادشاهی بود که در تمامی کتب آسمانی به نحوی از او یاد شده است ...همانگونه که در تاریخ مان شاهان ظالم و بی شرم را می شناسیم و از آنها به زشتی یاد می کنیم آرزومندم که از کوروش و تمامی شاهان عادل هم به نیکی یاد کنیم و آنها را به عنوان سرمایه های واقعی مان به جهانیان بشناسانیم(گر چه جهانیان بیش از ما از کوروش می دانند).
تنها راه ما برای اعتلاء و پیشرفت, تکیه بر داشته هایمان است ، تنها با میراث کهن خود و با بهره گیری از تجارب گرانبهای ایران زمین است که خواهیم توانست در جهان بی رحم امروز فرهنگ اصیل و باشکوه خود را نجات داده و از آن برای سرافرازی خاک پاکمان بهره جوییم.
با فراموش کردن گذشته خویش فقط و فقط به خودمان ظلم می کنیم و اسیر فرهنگ های هر چند محترم اما به نسبت کم رمق تر شرق و غرب می شویم و داشته هایمان را از بیگانگان می آموزیم به شکلی حقیرتر و بی مقدارتر.
باشد که در این روزگاران سراسر رنج و محنت که شرق و غرب و شمال و جنوب این کره خاکی سراسر گرفتار جنگ بین فقیر و غنی است با بهره گیری از تاریخ فراموش شده مان بذر صلح و آشتی و مردانگی و مروت را که یادگار پدرانمان همچون کوروش است در خاک خسته جهان پاشیده و دنیا را از این نامردمی برهانیم.
روزت مبارک
در کمین اشرار افغانی که مواد مخدر جابجا میکردند
ما بودیمو تاریکی مطلق شب و طوفان و شن و سردی هوا به همراه دوربین دید در شب و سلاح به مقدار لازم
شبهای سرد که برف میریخت روی ما و اسلحه با دوربین دید در شب بدنمون به خشکی چوب میشد از سرما
و فقط دلخوش این بودیم که داریم از هم وطنامون پاسداری میکنیم
یادش بخیر چه شبای سختی بود
یادمه همون روز ها شعری نوشتم درباره سرباز مرز که تقدیم میکنم به همه مرزبانان و مرزداران عزیز که سایه اونا باعث آسایش ما شده
خدا قوت مرزبان
شعر سرباز وطن:
شش ماه گذشت و همچنان سربازم
روز ها در پی هم میگذرد و همچنان سربازم
یاد آن روز که فریاد زنم آزادی
تا آن روزها من همچنان سربازم
در مرز وطن بسان یک جغد هر شب
چشم از ماسه و شن پر میگشت من آن سربازم
وقتی آن دخترک ناز به خوابی میرفت
چشم من سرخ بود از آتش افغان ، من آن سربازم
آتش ِ اسلحه ی من مناجاتم بود
مرگ اشرار همان سجده من بود من آن سربازم
من در آن سردی شب ها که میلرزیدم
مادران بر سر سجاده دعا میخواندند من آن سربازم
آری من آن مرزبانم که در آن سیاهی شب
چشم من منجی هم وطنان است من آن سربازم
گروهبان یکم وظیفه مجید سلامی
عشق یعنی تنها باشی و یک تکیه گاه
او که چشمش آسمان باشد و چشمانت زمین
آسمانی بودنت باشد همین
چون کویری تشنه باشی بی قرار
که گویی هردم آسمان بر من ببار
عشق یعنی حسرت پنهان دل
زندگی در گوشه ویرانه دل
عشق یعنی اینکه همچون سرنهی بر پای یک دل داده ای
اینکه موج گردی بی امان بهر دریای غم و اندوه و آه
عشق یعنی سایه ای در یک خیال
آرزویی سرکش و گاهی محال
عشق یعنی کوچه ای دور و دراز
با هزاران سختی و شیب و فراز
عشق یعنی عطر گل های بهشت
عشق یعنی زندگی و سر نوشت
یه هفته هست که عمو شدم و از این بابت خیلی خوشحالم و خواستم این خوشحالی رو با شما تقسیم کنم
اسم قند عسل عموشو گذاشتیم علیسا و به معنی علی گونه یا مثل علی هست و به همین مناسبت یه شعر از امام علی مرد بزرگ تاریخ میگذارم و تقدیمش میکنم به شما و علیسای عزیزم که خیلی دوسش دارم.
شعر مولوی
تا صورت پیوند جهان بود علی بود تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود علی بود ******** سلطان سخی و کرم و جود علی بود
مسجود ملائک که شد آدم زعلی شد آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود
هم آدم و هم شیث و هم ایوب و ادریس هم یوسف و هم یونس وهم هود علی بود
هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس هم صالح پیغمبر داوود علی بود
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نیالود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود علی بود
آن عارف سجاد که خاک درش از قدر از کنگره عرش بر افزود علی بود
آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام تا کار نشد راست نیاسود علی بود
آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر بر کند به یک حمله و بگشود علی بود
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم از روی یقین در همه موجود علی بود
این کفر نباشد , سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود
سِر دو جهان جمله زپیدا و ز پنهان شمس الحق تبریز که بنمود علی بود
بعد از مدتی مشغله با یه پست معنی دار اومدم و تقدیم میکنم به همه نامردای روزگار که به اسم داداش سر آدمو میبرن
حالمان بد نيست غم كم مي خوريم /كم كه
نه! هر روز كم كم ميخوريم خنجري بر قلب
بيمارم زدند/ بي گناه بودم و دارم زدند عشق آخر تيشه
زد بر ريشه ام /تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام بس كن اي دل
نابساماني بس است /كافرم ديگر مسلماني بس است درد مي بارد چو
لب تر مي كنم / طالعم شوم است باور مي كنم قفل غم بر درب
سلولم مزن! / من خودم خوش باورم گولم مزن! آه ! در شهر
شما ياري نبود/ قصه هايم را خريداري نبود!!! خسته ام از قصه
هاي شومتان / خسته از همدردي مسمومتان هيچ كس دست مرا
وا كرد؟ نه! / فكر دست تنگ ما را كرد؟ نه! چند روزي هست
حالم ديدنيست / حال من از اين و آن پرسيدنيست « ما زياران چشم ياري داشتيم / خود غلط
بود آنچه مي پنداشتيم»
آب مي خواهم،سرابم مي دهند /عشق مي ورزم عذابم مي
دهند
خود نمي دانم كجا رفتم به خواب /از چه بيدارم نكردي آفتاب؟
دشنه اي نامرد بر پشتم نشست / از غم
نامردمي پشتم شكست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد / يك شبه بيداد آمد،داد
شد
عشق اگر اينست مرتد مي شوم / خوب
اگر اينست من بد مي شوم
در ميان خلق سردرگم شدم / عاقبت
آلوده مردم شدم
بعد
از اين با بي كسي خومي كنم / هرچه در دل داشتم رو مي كنم
نيستم از مردم خنجر
بدست / بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم، بت پرستي كار ماست/ چشم مستي تحفه
ي بازار ماست
من كه با دريا تلاطم كرده ام/ راه
دريا را چرا گم كرده ام؟
من نمي گويم كه با من يار باش/ من نمي
گويم مرا غم خوار باش
من نمي گويم؛ دگر گفتن بس است /گفتن اما هيچ نشنفتن بس
است
روزگارت باد شيرين ! شاد باش/ دست كم يك شب تو هم فرهاد باش
واي! رسم شهرتان بيداد بود/ شهرتان
از خون ما آباد بود
از درو ديوارتان خون مي چكد/ خون من، فرهاد، مجنون مي
چكد
اينهمه خنجر، دل كس خون نشد/ اين همه
ليلي،كسي مجنون نشد
آسمان خالي شد از فريادتان / بيستون در حسرت
فرهادتان
كوه كندن گر نباشد پيشه ام / بويي از فرهاد دارد تيشه ام
عشق از من
دورو پايم لنگ بود / قيمتش بسيار و دستم تنگ بود
گرنرفتم هر دو پايم خسته بود /
تيشه گر افتاد دستم بسته بود
هيچ كس از حال ما پرسيد؟ نه! / هيچ كس
اندوه ما را ديد؟ نه!
هيچ كس اشكي براي ما نريخت / هر كه با ما بود از ما مي
گريخت
گاه بر روي زمين زل مي زنم /گاه بر
حافظ تفأل مي زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت / يك غزل آمد كه حالم را
گرفت:
| Design By : Night Melody |



